تبليغاتX
پامیزوس
دل دردهاي يك سنگدل

فردا سفيد است و مهم نيست

مهم اين است كه امروز خاكستريم

آخر راه قشنگ است

پيداست

مرا تاب و توان نيست

مشكل اينجاست!...

تو به من ميرسي و

دست به دست، مستانه بخنديم، فردا

مهم نيست،

و امروز مهم اين است

كه هر شب دور ميشوي از من در خواب

آري!... آخر شاهنامه خوش است

 اما...

چه كنم با غم سهراب؟

و مهم نيست زياد كه فردا بهار است

چون امروز خزان است و

روزگار بس ناجوانمردانه درد است.

زير گنبد كبود

تمام مي‌ شوند قصه ها چه خوب!

اما براي من چه سود؟

كه داستان پاميزوس هميشه بود:

«يكي بود... يكي نبود!»

+ نوشته شده در  چهاردهم آبان 1388ساعت 23:49  توسط PAMIZOS | 

 

قشنگه هر سه رنگش... قشنگه كاخ وسطش... گندماش...

به سياهي همه‌ ي اونايي كه سياه بخت شدن...

به سرخي خون همه ي آدماي بي گناه...

به سبزي دشتايي كه روزي پر عشق بود...

و از همه قشنگتر..

كاخ وسطش...

 كه هميشه روي خون آدماي بي گناه ساخته ميشه...

آره... قشنگه هر سه رنگش...

+ نوشته شده در  هفتم مهر 1388ساعت 13:29  توسط PAMIZOS | 
ماه رمضونم که تموم شد...

من آدم نشدم...

هوا بارونیه... قشنگه!

از آسمون خدا میباره... قطره...قطره...

من کی آدم میشم؟... ایشالا سال بعد...

+ نوشته شده در  بیست و نهم شهریور 1388ساعت 23:55  توسط PAMIZOS | 
امسال شب قدر ميخوام توبه كنم... ميخوام آدم بشم...

مثل پارسال...

ولي امسال با بقيه سالها فرق ميكنه!

مثل پارسال...




+ نوشته شده در  هفدهم شهریور 1388ساعت 19:19  توسط PAMIZOS | 

بزن بارون بزن ديوونم امشب

بزن بارونيه چشمونم امشب

بتاب مهتاب بتاب تا كه ببيني

چه بي تاب و تبم ميخونم امشب

بزن بارون ولي آروم آروم

ميره آروم جون از خونم امشب

آره مي بينم خود به چشم خويشتن

چه زيبا ميره روح از جونم امشب

برو آروم جون دردت به جونم

من از كار خدا حيرونم امشب

برو يارم دادي يادم وفا رو

تو ناليلي و من مجنونم امشب

نزن چشمك ستاره تا دوباره

نشه ويرون دل پرخونم امشب

بخواب لالا پاميزوس تا نبيني

چه اشكي مي چكه از گونم امشب

+ نوشته شده در  بیست و یکم مرداد 1388ساعت 13:15  توسط PAMIZOS | 

میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت صاحب العصر و الزمان (عج) بر تمامی شیعیان جهان مبارک

تاکی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود،از هر مژه چون سیل روانه

خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه؟

ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب ز میانه

 

رفتم به در صومعه عابد و زاهد

دیدم همه را پیش رخت، راکع و ساجد

در میکده، رهبانم و در صومعه، عابد

گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد

یعنی که تو را می‌طلبم خانه به خانه

 

روزی که برفتند حریفان پی هر کار

زاهد سوی مسجد شد و من جانب خمار

من یار طلب کردم و او جلوه‌گه یار

حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار

او خانه همی جوید و من صاحب خانه

 

هر در که زنم،صاحب آن خانه تویی تو

هر جا که روم،پرتو کاشانه تویی تو

در میکده و دیر که جانانه تویی تو

مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تو

مقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه

 

بلبل به چمن، زان گل رخسار نشان دید

پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید

یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

دیوانه منم، من که روم خانه به خانه

 

عاقل، به قوانین خرد، راه تو پوید

دیوانه، برون از همه، آیین تو جوید

تا غنچه‌ی بشکفته‌ی این باغ که بوید

هر کس به زبانی، صفت حمد تو گوید

بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه

 

بیچاره بهائی که دلش زار غم توست

هر چند که عاصی است، زخیل خدم توست

امید وی از عاطفت دم به دم توست

تقصیر خیالی به امید کرم توست

یعنی که گنه را به از این نیست بهانه  

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پانزدهم مرداد 1388ساعت 12:54  توسط PAMIZOS | 

اينجا تهران است..

بي بي جان دستانم را محكم بگير... نگفتم! نگفتم گم ميشوي!

دستانت را به هواي چه از من دور كردي! اينجا هوا آلوده است.

تا كجاي اين شهر به دنبالت بگردم! اينجا هيچ كس شبيه تو نيست.

تو ميخنديدي به همه. سلام ميكردي به همه. حتي به مانكن!

گفتم بيا از پله برقي برويم. مي ماني در راه و كسي به دادت نميرسد.

چرا از مترو ميترسي؟ شايد از آدمهاي اين شهر فرنگ ميترسي! از اين برق گرفته ها و شلوار آب رفته ها! به خدا اينها هم آدمند!

بي بي جان برويم واگن مردانه پيش خودم. چرا ميزني؟! غيرتم جايي نرفته است. گم ميشوي!

رفتي از نامحرمان دور باشي! رفتي و گم شدي!

حالا آدرس روستا را از كه ميپرسي؟ اينجا كسي صداي تو را نمي شنود.

اينجا دوپس دوپس داخل هدفون از همه چيز برايشان مهمتر است. الكي خودت را زحمت نده!

گوشه اي بشين تا كه پيدايت كنم! نان و پنيرت را بخور! به كسي هم تعارف نكن!

كسي تو را نمي بيند. اينجا شبها هم عينك آفتابي ميزنند.

نمازت را بخوان. پيدايت خواهم كرد. التماس دعا نمي شنوي. التماس دعا بي بي!

بايد اين ساختمانهاي بلند را كنار بزنم تا پيدايت كنم. خورشيد بالاي ساختمانها رسيده.

-... ساعت 14... اينجا تهران است... صداي... صداي... صداي چكاچك دنياي مدرن. اينجا صدا به صدا نمي رسد!

اينجا تهران است!

+ نوشته شده در  ششم مرداد 1388ساعت 19:21  توسط PAMIZOS | 

 

بيا خوبم! محبوبم! ميكوبم سرم و به ديوار دو سه بار و هوار و هوار از دست دوري و سنگ صبور صبوري نيستش و هستش غم تو... تو دوباره بيا كه بهاره ميباره دوباره بارونه دونه به دونه به روي گونه و پونه جوونه زده توي باغچه و طاقچه و عكس تو ماه و ساليه خاليه. ميخونه بي تو بي فايده هايده مهستي و نيستي بخوني باهاشون و شونه به شونه برقصيم و باز ناز ناز كني و بكشم بچشم طعم لبهاتو صداتو بپيچه فضاي عزاي خونه رو تازه كنه... آوازه كنه قصه عشقمو دردمو زجرمو قلبمو... كه شكستي و رفتي و گفتي تمومه! تموم عالم و آدم و قَسمِت دادم و رفتي رهاي رهايي و حال و هوايي نمونده برام كه برم كه بگم كه خدا به خدا تو جدا كردي يار و بهار و صبر و قرار و قرارمون اين نبود... بيا برگرد و بمون و بخون و پاميزوس رو ببوس و ببوس و دوس دوس تا روز قيامت.

+ نوشته شده در  سی و یکم تیر 1388ساعت 19:53  توسط PAMIZOS | 

مثل هر روز به عبادتگاه مي رفت. تا عبادت كند معبودي قريب كه غريب بود آن روزها. همانند اين روزها... مي رفت به سوي "حرا" اما با احساسي ديگر...

گويا امروز جهان دگرگون مي شد. امروز مسير جهان به جهانيان نشان داده مي شد توسط یک بي سواد! توسط انسان کامل.

اقرا باسم ربك الذي خلق...

و آخرين فرستاده آمد... تا ايمان بياورند هر آنچه مخلوق است

خلق الانسان من علق...

 

سالروز بعثت پیامبر اعظم پیام آور صلح و دوستی بر تمامی پیروانش مبارک!

+ نوشته شده در  بیست و هشتم تیر 1388ساعت 19:37  توسط PAMIZOS | 

گاهي وقتها رنگ افغاني بودن برايم ننگ بود.. گاهي وقتها اين ننگها را به جان ميخردم... گاهي وقتها به ملت و مليّتم افتخار ميكردم. از نامش دفاع ميكردم... گاهي وقتها خسته ام... از اين كشور و سردمدارانش... از سردمداراني كه نصف رنج هايي كه امثال من بخاطر اين كشور كشيده اند را نكشيده اند و حال براي رنجهايم تعيين تكليف ميكنند.... مگر فرقي هم مي كند برايشان كه كودكي دارد اينجا چوب ندانم كاريهاي آنها را ميخورد... آري براي آنها فرقي نميكند... كه اينجا ديروز پاميزوس را به زندان تحقير كشاندند.. كه امروز جلوي پيشرفتش را ميگيرند چون نام آنها بر بلنداي وطنش ميدرخشد... و فردا... آنها سخت مشغول پيكارند... بر سر ميز و صندلي... تا سرنوشت مرا رقم زنند!!... يك عمر بار تابعيت كشوري را به دوش مي كشيدم كه حق انتخاب رييس جمهورش را هم ندارم....

خسته ام از اين كشور ولي...

بايد عاشقش باشم... تا عاشق نماها او را در آغوش نگيرند... تا افرادي كه يك عمر بار تابعيت كشوري را به دوش كشيده اند حق انتخاب رئيس جمهورش را داشته باشند.

بايد عاشقش باشم...

+ نوشته شده در  بیست و چهارم تیر 1388ساعت 19:24  توسط PAMIZOS | 
خجسته باد سالروز ولادت بانوي مهرباني،ام الائمه حضرت فاطمه زهرا(س)
تبريك ويژه خدمت تمام مادران و زنان فداكار افغانستان


سايش دستانت گر نباشد يار اين شبهاي من

در گذار روزهاي پردردسر باز كم مي آورم

ديشب اما باز پشتم نبودي باز تنها مانده بودم

ديدي چه بد، در جدالم با پدر، باز كم مي آورم

نان پخته، خانه روشن، بايد امشب، يار را مي آورم

من بي خبر بودم از درد كمر، باز كم مي آورم

سرمست بودم از مستيم با مستانه ها دير آمدم

باز خسته، مضطرب،‌ چشمت به در، باز كم مي آورم

ـ "خواهمت برد تو را روزي خانه ي سالمندان"، خنديدي

گفتي پدر را هم به همراهم ببر، باز كم مي آورم

ميخوري سيلي از من در جواب تبعيضم با برادر

پاميزوس آهسته تر، امروز بود روز مادر،

باز كم مي آورم

+ نوشته شده در  بیست و سوم خرداد 1388ساعت 13:31  توسط PAMIZOS | 
وفات بانوي دوعالم دخت پيغمبر اكرم بر عموم فاطمه دوستان تسليت باد


باز قبر گمگشته و باز پهلوي شكسته

باز دلم از مغيره خسته

باز پشت در...

ميخ، در، سينه، آتش،‌ غلاف، تازيانه...

صداي سيلي، صورتي نيلي...

باز يكي بود، يكي نبود

باز زخمهاي بازويي كبود...

باز علي كنار آن چاه

به سوداي ناله و آه

شب ابري است و يك نخل

و مكان قبر يك ماه

چه شبي!

چه مخفيانه

ميرسد صداي ناله

و بخاطر ميسپارد

فرق قبر ماه و چاله!

و بعد از تو..

حسن است و لشكري كم

زينب است و كوه ماتم

حسين و دشت پرغم

منم از زمانه خسته

غرق سيل اشكم...


+ نوشته شده در  چهارم خرداد 1388ساعت 13:7  توسط PAMIZOS | 

وفات عالم رباني، اسوه زهد و تقوي مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي بهجت(ره) را به عموم شيعيان تسليت عرض مينماييم.


+ نوشته شده در  سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:30  توسط PAMIZOS | 

                             فرا رسیدن شهادت حضرت زهرا(س) را به تمام محبان اهل بیت (سلام ا... علیها) تسلیت عرض مینماییم:

خواستم بگویم فاطمه(س) دختر حضرت محمد (ص) است ، دیدم فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه(س)  دختر خدیجه بزرگ (س) است ، دیدم فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه(س)  همسر علی (ع) است ، دیدم فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه(س)  مادر حسنین(ع) است ، دیدم فاطمه نیست

خواستم بگویم فاطمه(س)  مادر زینب است ، دیدم فاطمه نیست

نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست :

فاطمه (س) فاطمه است

+ نوشته شده در  هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 15:21  توسط حکمران | 

عصر ماشين... عصر تكنولوژي... كار براي زندگي...

همه به دنبال رفاه هستيم. رفاه اين روزها با كلماتي همچون خانه مجلل، اتومبيل خفن و هرچه با ثروت در ارتباط است گره خورده است.

روزهاي سخت و كار فراوان براي رسيدن به ثروت... اما آيا ميزان شادي افراد به نسبت ثروتشان افزايش مي‌ يابد؟

آيا بيلي گيتس به اندازه يك كودك افغان كه بخاطر يك دنيا بازي با هم قطارانش، يك دنيا مستانه ميخندد و حتي قبول ندارد كه كيلومترها زير خط فقر زندگي مي كند شاد است؟

آيا هيچكس به اندازه براد پيت و آنجلينا معني عشق را نمي‌ فهمند؟

و چرا اين روزها همه آرامش را در ثروت جستجو مي‌كنند؟

 

و براي من رفاه يعني يك لحظه كنار هريرود بودن... و تا زانو در آب غرق شدن... و مزارت در مزار بودن...

رفاه يعني روي مين رقصيدن و به من و تو خنديدن..

رفاه يعني لحظه خداحافظي با اميد ديدار...

+ نوشته شده در  هفتم اردیبهشت 1388ساعت 11:35  توسط PAMIZOS | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
پامیزوس كودك درون يه پسرك پيره!
كه خسته شده از آدم بزرگا

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
آرشیو موضوعی
سیاسی
اجتماعی
فرهنگی
نویسندگان
PAMIZOS
حکمران
پیوندها
كودكان استثنائي (با همراهي پاميزوس)
شواليه هاي پامير
باغچار (ابوطالب مظفري) همشهري پاميزوس
انجمن متخصصين افغانستان
وب گاه رسمي رياست جمهوري افغانستان
شبكه اطلاع رساني افغانستان
كابل پرس
مجمع فرهنگي دانشجويان افغانستان
خبرگزاري دانشجويان افغانستان
كانون وبلاگ نويسان افغانستان
خبرگزاري صداي افغانستان
انجمن گفتگوي اينترنتي افغانستان آزاد
كانون تحصيلكردگان افغانستان
افغان فروم
نمايشگاه عكس كابل پرس
ستاره افغان
حديث عشق
قلب آبي
.:*group-seven2*:.
مفلس
پلنگ توي پرانتر
مهر هشتم
نشاني كوچه باغ
دختر هزاره
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM